جان پیشکشت سازم گر پیشِ مَن آئی ...
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۴/۳۱ ساعت ۶:۱۱ ق.ظ توسط آسیابان
لحن گیراے صدایت زود عاشق مے ڪند؛
جان من تا میشود، با هیچ ڪس صحبت نڪن؟!
آخر ای آرام جان در ما نظر کن یک نظر !
بر نامدن تو شرط بستیم
وه وه چه شود اگر ببازیم ...
با آنکه دورِ دوری ، هر لحظه وصل جانی !
سر و سامان بدهی یا سرو سامان ببری
قلب من سوی شما میل تپیدن دارد ...
مثل قَلبے شدهام از تَپش افتادہ ولے
بہ هر ایمایِ تو از نو ضربان میگیرم