شبیه صاحب مصرم ، که چوپانی مرا پس زد!!
زلیخا خوب میداند
وقار رفته یعنی چه ...
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۰/۲۱ ساعت ۹:۱ ب.ظ توسط آسیابان
شبیه صاحب مصرم ، که چوپانی مرا پس زد!!
زلیخا خوب میداند
وقار رفته یعنی چه ...
ذرهای در همه اجزای منِ مسکین نیست
که نه آن ذره معلّق ، به هوای تو بُوَد ..!
گر به تو اُفتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
به کدام کیش و آیین ، به کدام مذهب و دین
ببری قرارِ دل را ، به سراغِ دل نیایی ...
با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ دشمن؟
تو خود به چشم و ابرو ، برهَم زنی سپاهی ...
نادیده مڪـــــــــــــــن ما را
چون دیده مایی تو ..!
ما بر سر آن کوچه که افتاد گذارت ...
یک شهر گواه است که مردانه نشستیم
تمثیلِ غمِ عشقِ تو با قلبِ ظریفم
یڪ باغ انار است و یڪے ڪاسہ چینی